چند پرده از کالابرگِ ۴ میلیونی!
«حمایت از قدرت خرید مردم حتما اقدامی مثبت است. با این حال، برخی به طور خاص به این مساله اشاره میکنند که تخصیص کالابرگ مذکور و اقدامات حمایتی از مردم پس از زمانی آغاز شد که شاهد اوج گیری قابل توجه قیمت ارز در کشور و به راه افتادن اعتراضات از سوی مردم بودیم. آیا واقعا باید کار به جایی می رسید که اعتراضات در کشور شکل بگیرد تا حمایت موثر از قدرت خرید مردم در دستورکار قرار گیرد؟»
فرارو- به تازگی دولت تصمیم گرفته که در راستای تقویت قدرت خرید مردم، اعتبار کالابرگ ماهانه یک میلیون تومانی را به همه مردم فارغ از دهکبندی آن ها تخصیص دهد. در این چهارچوب، مجموعا چهار میلیون تومان برای چهار ماهِ دی، بهمن، اسفند سال جاری و فروردین سال آینده به صورت یکجا و اعتباری برای هر نفر به حساب خانوارها واریز می شود. با این حرکت، مردم میتوانند از هفته آینده بدون پرداخت وجه نقد، 11 قلم کالای اساسی خود را از فروشگاه ها دریافت کنند.
به گزارش فرارو؛ برخی استدلال می کنند که در فضای اوجگیری گرانی در کشور، تخصیص کالابرگ مذکور، اقدامی مثبت است و میتواند هرچقدر کم هم که شده، باری را از روی دوش مردم بردارد. با این همه، در رابطه با تحول مذکور، توجه به سه نکته که بعضا به صورت گسترده از سوی مردم و صاحب نظران مطرح می شود، ضروری است.
اول اینکه برخی به طور خاص به این مساله اشاره می کنند که تخصیص کالابرگ مذکور و اقدامات حمایتی از مردم پس از زمانی آغاز شد که شاهد اوج گیری قابل توجه قیمت ارز در کشور و به راه افتادن اعتراضات از سوی مردم بودیم. آیا واقعا باید کار به جایی می رسید که اعتراضات در کشور شکل بگیرد تا حمایت موثر از قدرت خرید مردم در دستورکار قرار گیرد؟
چرا مثلا شش ماه قبل شاهد این قبیل اقدامات و حمایت از مردم نبودیم؟ آیا در ماههای گذشته به کرات گزارشهای مختلف مرکز آمار ایران با محوریت رکوردزنی تورم نقطه به نقط مواد غذایی منتشر نمی شد و در رسانههای گوناگون بازتاب پیدا نمی کرد؟ چرا در این رابطه شاهد بیعملی و انفعال بودیم؟ این قبیل نقدها معطوف به یک گزاره محوریتر هستند که تاکید دارد دولت در ایران وظیفه و نوعِ کنش خود را شبیه به سازمان آتشنشانی تعریف می کند.
در این چهارچوب، به جای پیشگیری و اقدامات قبلی و احتیاطی، دولت در گوشهای قرار میگیرد و هر کجا دچار بحران و آتشسوزی میشود، وارد میدان میگردد و سعی در خاموش کردن شعلههای آتش دارد. این جنس از حکمرانی در نوع خود با هزینههای جدی برای کشور همراه است و باید فکری به حال آن کرد. تداوم آن خود میتواند بیش از پیش بحرانزا باشد.
نکته دوم اینکه تقویت قدرت خرید مردم در بحبوحه اوج گیری گرانی در کشور، حتما نکته مثبتی است با این حال، باید این مساله را مد نظر داشته باشیم که برای حمایت جدی از مردم، باید نگاهی عمیقتر به حل مشکلات داشت. تخصیص کالابرگ و حتی تقویت یارانه نقدی، اقدامات مفیدی هستند اما کافی نیستند.
باید ریشه های اصلی ایجاد تورم و گرانی در کشور مورد توجه باشند زیرا اگر فکری به حال آن نشود، باز در روزها و ماههای آتی شاهد کم ارزش شدن کالابرگ و یارانه اختصاص داده شده از سوی دولت به مردم ایران خواهیم بود و نیاز است تا اقدامات گستردهتری صورت گیرد. علتالعلل مشکلات جاری در اقتصاد ایران متنوع است و تا زمانی که به نحوی هدفمند با آن ها مقابله نشود، نمی توان از ایجاد وضعیت مساعد در اقتصاد این کشور صحبت کرد.
متاسفانه در سال های گذشته، دولتهای مختلف به دلایل گوناگون نظیر هزینه های بالای اصلاحات اقتصادی در ایران، از حرکت به سمت این گزاره خودداری کرده اند و نتیجه این مساله هم چیزی جز بدتر شدن مشکلات و ایجاد بحران از سوی آن ها برای ایران نبوده است. جرات تغییر روندهای معیوب گذشته و اراده حرکت به سمت قله های جدید و ترسیم چشم اندازهای مثبت برای مردم به نحوی که آن ها به خوبی این موضوع را درک کنند که آینده ای روشن و مثبت در پیش است، بایستی یکی از ستون های اصلی اقدامات و تحرکات دولت و نظام حکمرانی در عرصه اقتصادی ایران باشد. امتحان کردن رویکردهای شکستخورده و غلط گذشته، هیچ بروندادی بهتر از آنچه اکنون با آن ها رو به رو هستیم، تولید نمی کند.
و در نهایت نکته سوم اینکه بیم اصلی این است که تخصیص یارانه و کالابرگ در کشور با هر رقم و حجمی، صرفا به مثابه یک مُسکن برای وضعیت فعلی در نظر گرفته شود. این خطرناکترین جنس نگاه و رویکرد از سوی سیاستگذاران است. هر اقدامی در حوزه اقتصادی باید هدفمند باشد و در قالب یک طرحواره کلان، معنا و مفهوم پیدا کند.
اگر بنا باشد اقدامات گاه و بیگاه و ایذایی در فضای اقتصادی کشور انجام دهیم و این تصور را داشته باشیم که فقط باید فضا را در ایران کنترل کرد، این معادله به بروندادهای مثبتی به نفع این کشور ختم نخواهد شد و البته که بخش قابلتوجهی از منابع ایران را نیز به هدر می دهد. از این رو، ضمن اینکه سیاست تخصیص یارانه و کالابرگ به مردم در دستورکار است، باید فعالانه و با نگاهی نخبهگرایانه، به دنبال ارائه راهکارهایی در بازه های زمانی کوتاهمدت، میان مدت و بلند مدت جهت خروج از چالش هایی بود که اکنون اقتصاد ایران را احاطه و زندگی را برای مردم این کشور سخت کرده اند.