افزایش یارانه، تورم را بالا میبرد؟
حذف ارز ترجیحی زمانی بر قدرت خرید خانوارهای دهکهای پایین اثرگذار است که دولت بتواند همگام با آن سیاستهای کاهش تورم را نیز اجرایی کند
در روزهای اخیر، همزمان با تعدیل نسبی نرخ دلار و افزایش اعتبار کالابرگ، این تصور تقویت شده است که سیاستهای جبرانی جدید میتواند به بهبود معیشت دهکهای کمدرآمد منجر شود. با این حال، تجربه حذف ارز ترجیحی در سال۱۴۰۱ نشان میدهد که قضاوت درباره اثر واقعی این سیاستها بدون در نظر گرفتن تورم مزمن، میتواند گمراهکننده باشد.
به گزارش دنیای اقتصاد، بررسی تحلیلی نشانمیدهد در تجربه قبلی هرچند دهکهای پایین در سال نخست اجرای سیاست، بهواسطه افزایش یارانه و کالابرگ، بهصورت خالص منتفع شدند، اما استمرار تورم بالا بهتدریج این دستاورد را محو کرد. یارانههای اسمی که با سرعت تورم تعدیل نمیشوند، در گذر زمان قدرت خرید خود را از دست میدهند و حتی میتوانند در بلندمدت دهکهای کمدرآمد را در موقعیتی آسیبپذیرتر از قبل قرار دهند.
به تازگی سیاست حذف ارز ترجیحی برای برخی کالاها و گام برداشتن در راستای تکنرخی شدن ارز توسط دولت اجرایی شده است. دولت اعلام کرده است برای جبران اثر این سیاست بر قیمت کالاهای اساسی و هدفمند کردن یارانه، میزان یکمیلیون تومان کالابرگ به هر فرد اختصاص میدهد.
سیاست حذف ارز ترجیحی۴۲۰۰ در سال۱۴۰۱ در کشور انجام شد و این سیاست آثار متنوعی از خود بر گروههای مختلف درآمدی بر جای گذشت. با این حال به نظر میرسد مهمترین جنبه این سیاست «اثر خالص آن بر معیشت خانوارها» باشد؛ بهویژه اینکه مشخص شود در نهایت کدام گروهها (دهکها) در محاسبه نهایی، منتفع و کدام گروهها متضرر شدهاند.
سناریوی اول، سناریوی «اجرای سیاست» است؛ یعنی همان وضعیتی که در سال ۱۴۰۱ رخ داد و حذف ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی به همراه بسته جبرانی یارانهای اجرا شد. ویژگی اصلی این سناریو، افزایش شدیدتر تورم خوراکی در مقایسه با تورم غیرخوراکی است. در این حالت تورم خوراکی به ۷۰درصد رسیده و تورم غیرخوراکی ۴۰درصد بوده است. سناریوی دوم، سناریوی «عدم اجرای سیاست» است. در این حالت فرض میشود سیاست حذف ارز ترجیحی اجرا نمیشد و بنابراین شوک شدیدتر به قیمت خوراکیها رخ نمیداد.
اهمیت این دو سناریو دقیقا در همین «بدهبستان» نهفته است: در سناریو اول تورم خوراکیها نسبت به سناریوی دوم 30درصد افزایش داشته است؛ اما از طرف دیگر یارانهها برای دهکهای اول تا سوم به ازای هر فرد 355 هزارتومان و برای دهکهای چهارم تا نهم 255هزار تومان نسبت به سناریوی دوم افزایش افزایش داشته است. بنابراین اگر افزایش یارانه از افزایش هزینه سبد غذایی بیشتر باشد، آن دهک از منظر رفاهی بهصورت خالص «برنده» و اگر کمتر باشد، «بازنده» است.
مشاهده میشود که دهکهای یک تا سه بهدلیل سرانه یارانه دریافتی بیشتر و بعد خانوار بالاتر و همچنین مطلق هزینه غذایی کمتر، بزرگترین برندگان اجرای این سیاست بودهاند. نکته بسیار مهم در این میان، این است که این پیروزی برای دهکهای پایین تر دوام چندانی نمیآورد؛ زیرا با وجود تورمهای بالا، سال به سال از این قدرت خرید ایجادشده کاسته میشود. بنابراین این سیاست در شرایط تورمی تنها میتواند قدرت خرید دهکها را بهصورت موقت افزایش دهد و یک شوک گذرا و ناپایدار به قدرت خرید آنها وارد کند.