متهم گفت: وقتی که نوجوان بودم، در افغانستان زندگی میکردم؛ یزدان هم در محله ما بود. من و پسرداییام خیلی رابطه خوبی داشتیم و او مثل برادرم بود. ما همه جا با هم بودیم و با هم زندگی میکردیم تا اینکه در یک درگیری یزدان پسرداییام را کشت. این اتفاق خیلی من را ناراحت کرد. مراد بعد از این حادثه به ایران آمد و در ایران زندگی میکرد، اما هیچ وقت یادم نرفت که او چطور پسرداییام را کشته و چقدر به من ضربه زده است. وقتی بزرگتر شدم و روی پای خودم ایستادم، در نهایت تصمیم گرفتم از مراد انتقام بگیرم.