هدفِ نوشتار این است تا یافتههای گفتمانی و تاریخی نویسنده از چهار مورد پوپولیزم را خلاصهوار مطرح ساخته و قیاسی پیش چشم گذارد میان اکسیون دموکراتیکا (AD) و مککارتیزم از سویی، و چاویزمو و تیپارتی از سویی دیگر. بدین ترتیب قادر خواهم بود تا دگرگشتِ سرشتِ پوپولیزم را از دوران پساجنگ تا زمانهی کنونی مورد بحث قرار داده؛ آنچه را که "پوپولیزم نهادینهشده" مینامم تشریح کنم؛ و روایتی فراهم آورم از چراییِ توفیق نسبیِ موارد اخیرِ پوپولیزم از قبیل چاویزمو و تیپارتی در قیاس با همتاهای پس از جنگشان،…