روزنامه تلگراف چاپ لندن گزارش داد که انگلیس با سایر کشورهای اروپایی برای تدوین طرحی به منظور استقرار نیروی نظامی در جزیره گرینلند تشکیل جلسه داده است.
۴۳۱۴ مطلب
روزنامه تلگراف چاپ لندن گزارش داد که انگلیس با سایر کشورهای اروپایی برای تدوین طرحی به منظور استقرار نیروی نظامی در جزیره گرینلند تشکیل جلسه داده است.
جریان های سیاسی جزیره خودمختار گرینلند با الحاق این جزیره به آمریکا مخالفت کردند.
رئیس جمهور آمریکا، گفت: ما وضعیت ایران را دنبال و پیگیری میکنیم اما نیازی به فرستادن نیروی نظامی به ایران نمیبینیم.
ترامپ در واکنش به قتل یک زن آمریکایی، او را آشوبگر خوانده و شلیک مأمور را نیز دفاع از خود خواند.
شبکه سیانان اعلام کرد دولت ترامپ برای ازسرگیری تولید نفت ونزوئلا شروطی را گذاشته است.
نشریه وال استریت ژورنال از تلاش تیم ترامپ برای به دست گرفتن صنعت نفت ونزوئلا خبر داد.
گرینلند، قلمروی خودگردان دانمارک و بخشی از ناتو، در ساحل شمالشرق کانادا واقع شده و بیش از دو سوم قلمرو آن در مدار قطب شمال قرار دارد. رهبران چندین کشور اروپایی پس از آنکه دولت ترامپ بر قصد خود برای تصاحب این جزیره استراتژیک قطب شمال تأکید کرد، بار دیگر اعلام کردند که گرینلند «متعلق به مردم خود است».
ایالات متحده پس از بازداشت نیکلاس مادورو، منطق اقدام خود را صریحاً بر «نفت» بنا کرد: احیای صنعت نفت ونزوئلا با سرمایه شرکتهای آمریکایی و جبران ملیسازیهای دوران چاوز. با وجود ذخایر عظیم نفتی، تحریمها، محاصره نفتی، کمبود «نفتا» و فرسودگی زیرساختها تولید را در مسیر نزولی نگه داشته است. افزایش تولید محدود خواهد بود و بازگشت به ظرفیتهای گذشته به سرمایهگذاری عظیم و تغییرات سیاسی پرهزینه وابسته است.
پس از ربایش نیکلاس مادورو، دونالد ترامپ بهسرعت گرینلند را بهعنوان هدف بعدی در نیمکره غربی برجسته کرد و آن را برای امنیت ملی آمریکا «ضروری» خواند. این موضعگیری، شوکی جدی در اروپا ایجاد کرد و واکنش هماهنگ گرینلند، دانمارک و متحدان اروپایی را در پی داشت.
دونالد ترامپ پس از سرنگونی نیکلاس مادورو، با تکیه بر قرائتی شخصی از دکترین مونرو، سیاستی تهاجمی در نیمکره غربی در پیش گرفته و از ونزوئلا تا کلمبیا، کوبا و گرینلند را با زبان تهدید هدف قرار داده است. محور این رویکرد، نه دموکراسی، بلکه نفت، منابع راهبردی و انحصار نفوذ آمریکاست. این سیاست معاملهمحور، با نادیدهگرفتن قواعد حقوقی و هنجاری، اروپا و جهان را نگران بازگشت منطق سلطه و بیثباتی کرده است.