در نظامهای سیاسی غیردموکراتیک که رژیم از حمایت تودههای مردم برخوردار نیست، بروکراسی به یک بازیگر سیاسی مهم تبدیل میشود که نقش کلیدی آن حفظ مشروعیت و در عین حال توانمندی حرفهای نظام است.
۵۱ مطلب
در نظامهای سیاسی غیردموکراتیک که رژیم از حمایت تودههای مردم برخوردار نیست، بروکراسی به یک بازیگر سیاسی مهم تبدیل میشود که نقش کلیدی آن حفظ مشروعیت و در عین حال توانمندی حرفهای نظام است.
آن روز ما اینقدر انباشته از دیدگاه ملیتر گروههای اپوزیسیون بودیم که آن زمان هیچگونه تحلیلی از گروههای مذهبی نداشتم. من هم مقداری مستقلتر مثل گروههای ملی-مذهبی فکر میکردم و در یک سال منتهی به انقلاب وضعیتی بود که ما در آن موقع تصور میکردیم که شاه رفتنی است و به نظام بعدی امیدوار بودیم.
ملکی شکست مصدق و مدافعانش را در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شکستی اجتنابناپذیر میدانست. او دلایل این شکست را در «خیانت» حزب توده جستوجو کرد؛ خیانتی که به گمان او با سیاستهای نادرست حزب توده، به نگرانی و هراس آمریکا از رشد کمونیسم در ایران دامن زده و سیاستمداران آن کشور را به این نتیجه رسانده بود که با دنبالهروی از بریتانیا راهی جز کنار زدن مصدق نبینند.
مرحله نهایی عملیات با انتقال ارتشیان وفادار به شاه توسط تانکها و ماشینهای مستشاران امریکایی به درب خانه مصدق و تصرف آن انجام شد؛ نیروهای کودتاگر با ورود به خانه مصدق دست به غارت آن زدند آنطور که به روایت خبرنگار روزنامه کیهان "ظرف چند دقیقه خانه کاملا ویران و با خاک یکسان شد و هیچ چیزی که به کوچکترین دردی بخورد، باقی نماند".
بعضی از تحلیلگران خارجی سال ۱۹۷۵، یعنی اواخر سال ۱۳۵۳ را نقطه آغاز افول قدرت شاه در ایران میدانند. وقایعی که در این سال رخ داد، همگی از نیرومندتر شدن موقعیت شاه و رژیم سلطنت در ایران حکایت میکرد. درآمد نفت چهار برابر شد و به مرز سالانه ۲۰ میلیارد دلار رسید که با قدرت خرید آن روز دلار، رقم هنگفتی به شمار میآمد. شاه با اعلام یک سیستم تک حزبی در اسفند ۱۳۵۳، حکومت مطلقه خود را بر کشور تثبیت کرد. آشتی با عراق و امضای قرارداد حل اختلافات دو کشور که براساس بیانیه الجزایر تنظیم شده بود به…
توجه به فوزیه، بخشی از گرایش مصریها به دوران پادشاهی است. در شبکههای مجازی، صفحاتی برای تمجید از دوران پادشاهی در مصر ایجاد شده است. مثلا صفحه «ملک فاروق اول» پنج میلیون دنبالکننده دارد.
شصت و شش سال از کودتای ۲۸ مرداد گذشت. کودتایی که در آن دولت ملی گرای دکتر مصدق جای خود را به دولتی نظامی و دست نشانده داد. در این روز سرنوشت ایران به شکل واضحی تغییر پیدا کرد. پیش بینی این که اگر کودتا نمیشد، ایران چه مسیری را میپیمود، کار بسیار سخت و حتا نشدنی است، اما میتوان با قاطعیت گفت که اگر کودتا رخ نمیداد، مسیر کشورمان با آن چیزی که طی شد، بسیار متفاوت بود.
در صفحه ۲۰۲ کتاب «خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق» چنین آمده؛ «رییس هر مملکت باید افکار عمومی را محترم بشمارد تا بتواند منافع ملت را در مقابل بیگانگان حفظ نماید و انتخاب رویهای غیر از این سبب میشود که پادشاه به یکی از دولتهای بیگانه سر بسپارد تا بتواند بر یک ملت مرده سلطنت نماید.»
شاه بدون هرگونه ارتباط مشخصی با موضوع، در سخنان و نوشتههایش، از خاطرات پدر خود صحبت میکرد؛ در شرایطی که در متن و گفتار محمدرضا، هیچگونه توجیهی برای ذکر خاطره پدر به وسیله او وجود نداشت. میتوان گفت که علت بیان این خاطرات، بیش از آنکه جنبه احترام گذاشتن داشته باشد، جنبه سیاسی و روانی داشته است.
سردار نقدي هم درباره اين سخنان اردشیر زاهدی گفته بود:«اردشير زاهدي که جزء صمیمیترین افراد به شاه و همچنین داماد اوست که پرونده سیاه و تاریکی نیز نزد ملت ایران دارد، این دستاوردها را بیان میکند و دست به انکار نمیزند و میگوید افتخار میکنم جزء این کشور هستم».