ترنج

جامعه

۴۱۴۲ مطلب

  • مدیرمسئول انصاف‌نیوز با اشاره به ابزارهایی که جامعه از طریق آنها بتواند حرف‌هایش را بزند تاکید کرد: رسانه می‌تواند یکی از ابزارهای اصلی باشد؛ یعنی هم نظرات جامعه را انعکاس دهد هم اخبار دقیق و شفاف را، اما متأسفانه الان هیچ کدام از این کارکردها را ندارد. رسانه‌هایمان تقریبا بی‌خاصیت هستند.

  • هادی خانیکی معتقد است جامعه نسبت به آینده بیمناک است و دچار اکنون‌زدگی شده و در روزمرگی به سر می‌برد. او در این سخنان خود از سیاست ورزان به خصوص اصلاح طلبان می خواهد که سیاست ورزی را صرفا در جابجایی و انتخابات نبییند و فروتنانه و صادقانه وارد گفت و گو با جامعه و شنیدن نارضایتی ها و نقدها شوند.

  • مقاله «زمان زنان» نشان می‌دهد زندگی زنانه با زمان خطی مردانه همخوانی کامل ندارد. کریستوا با معرفی زمان‌های چرخه‌ای و یادمانی، پیشنهاد می‌دهد زنان با ایجاد «زمان مارپیچی» هم در تاریخ و اجتماع فعال باشند و هم با ریشه‌های وجودی و بدن خود در تماس بمانند.

  • جامعه‌ای خشمگین، مستأصل، تبعیض‌زده و خسته از تلاش‌های طولانی برای عبور از بی‌ثباتی و ناامنی، گاه به اختلال‌های ارتباطی دچار می‌شود، اما دست‌کم از نخبگان و مراجع جامعه انتظار بیشتری است. گفت‌وگو و بیان استدلال نه نشانه ضعف است، نه تعلیق حقیقت و نه بی‌موضعی. این اصلی ضروری برای زیستن در جهانی پیچیده و جامعه‌ای متکثر است.

  • در شهری که ترافیک هر روز بخشی از عمرمان را می‌بلعد، زمانِ زیسته‌مان آرام‌آرام آب می‌شود؛ روزهایی که روی تقویم نیستند اما خستگی‌شان بر تن می‌ماند. این جستار روایت دردناکی از «سه روز گمشده هر ماه» است؛ روزهایی که باید صرف عشق، فراغت، دوستی و زندگی می‌شدند اما در شتاب زندگی شهری و تردمیل بی‌پایان زمان گم می‌شوند.

  • فعال رسانه و فعال سیاسی گفت: تمرکز خود را بر بهبود معیشت مردم بگذارند، سخن از اتاق وضعیت حجاب و ۸۰ هزار نیروی آمر به معروف در تهران رفت که نه تنها اولویت‌های واقعی جامعه را نادیده می‌گیرد، بلکه بر شکاف‌ها دامن می‌زند و آن‌ها را عمیق‌تر می‌سازد.

  • اگر به هر ترتیب، حافظه تاریخی در یک جامعه دچار اخلال شود، آن جامعه قادر نیست مسیر صحیح رسیدن به سعادت را بشناسد.

  • زمانی که بخش‌های مختلف جامعه احساس می‌کنند نه تنها به اهداف مشترک نمی‌رسند، بلکه نفع جمعی در گروی راضی نگه داشتن لایه‌های خاصی از قدرت است، ایده «پروژه ملی» یا «موفقیت جمعی» رنگ می‌بازد.

  • تورم، فاصله طبقاتی را تعمیق و حس بی‌عدالتی را تقویت می‌کند؛ در نتیجه، اعتماد مردم به نهادها و قانون کاهش می‌یابد.در بلندمدت، این بی‌اعتمادی اجتماعی از خود تورم خطرناکتر است.

  • تا زمانی که دانشگاه به جای تحلیل، سکوت را انتخاب کند، جامعه محکوم به تکرار اشتباهات خود در یک سردرگمی مداوم خواهد بود. شفافیت اجتماعی (رهایی از بلاتکلیفی) نه از طریق اجبار، بلکه از طریق روشنگری عمیق و مستمر فکری میسر می‌شود و این امر بدون دانشگاهی فعال و جسور غیرممکن است.

تبلیغات