«حسن بهشتیپور» کارشناس مسائل هستهای مطرح کرد
بازی سیاسی گروسی با ایران
تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به اینکه رویکرد و اظهارات مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی را میتوان نوعی بهانهجویی با ماهیت سیاسی دانست، گفت: این موضوع فنی و حقوقی نیست و با احتمال بسیار زیاد، نوعی بازی سیاسی و در جهت افزایش فشار بر ایران است و باید به سمت بهبود روابط ایران با آژانس حرکت کنیم تا بهانه را از دست طرف آمریکایی بگیریم.
«رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تازهترین اظهارات خود ضمن تکرار ادعاهای پیشین، ادعایی جدید و البته مهمی را مطرح کرده و مدعی شده است که «در صورت تداوم شرایط موجود در ارتباط ایران و آژانس، ناچار خواهد بود عدم پایبندی تهران به معاهده NPT را اعلام کند». گروسی در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوییس با بیان اینکه «احتیاط دیپلماتیک» بهخرج میدهد، تاکید کرد: ایران به عنوان عضو پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (انپیتی) باید به تعهداتش عمل کند. این وضعیت نمیتواند به همین منوال و برای مدت زیادی ادامه یابد و من متاسفانه مجبور خواهم شد فقدان پایبندی آنها (تهران) را اعلام کنم.
به گزارش ایرنا، این اظهارنظر مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای از سوی مقامات ایران با واکنش روبرو شد؛ «محمد اسلامی» رئیس سازمان انرژی اتمی ایران درباره این مواضع گروسی گفت: ما به ایشان نامه نوشتیم و آژانس باید موضع خودش را در خصوص تجاوز به تاسیسات هسته ای مشخص کند و دستورالعمل بازدید از سایت های مورد حمله واقع شده باید مشخص شود. وقتی حمله نظامی می شود و مخاطرات محیط زیست دارد باید این تعریف شود و دستورالعملی طراحی شود.
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران هم در واکنش به اظهارات مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با طرح این پرسش که «اینکه امکان دسترسی به مراکز آسیبدیده ما فراهم نیست مقصر ایران است؟ یا طرفهایی که حقوق بیناللملی را نقض کرده و در تعرض به مراکز هستهای ایران چنین جنایتی مرتکب شدند؟» گفت: این سوال را باید آقای گروسی پاسخ دهد که آیا در رابطه با بازرسی از مراکز آسیبدیده شیوهنامه مشخصی وجود دارد؟ اتفاقا باید ممنون ایران باشند که با مسئولتپذیری تلاش کرد چنین شیوهنامهای را تدوین کنند. ما این کار را انجام دادیم و تفاهمنامهای در قاهره انجام شد و باید پرسید که چه طرفی باعث شد این تفاهم به نتیجه نرسد؟ آقای گروسی باید طرفهایی که مسبب این شرایط هستند را مخاطب قرار دهد و تکرار گزارهها نمیتواند نتیجه بخش باشد.
به نظر میرسد همزمان با افزایش تهدیدات و ادعاهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، فشارهای سیاسی مدیرکل آژانس به تهران هم در حال افزایش است. به منظور بررسی دلایل، تبعات و چشمانداز روابط ایران با این نهاد بینالمللی با «حسن بهشتیپور» کارشناس مسائل هستهای و تحلیلگر روابط بینالملل به گفتوگو پرداختیم.
ادعای گروسی در احتمال اعلام عدم پاینبدی ایران به NPT جدی است
کارشناس مسائل هستهای درباره تهدید مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر اینکه در صورت تداوم شرایط موجود میان ایران و آژانس، مجبور خواهد بود که عدم پایبندی ایران به NPT را اعلام کند، معتقد است: این موضوع کاملاً جدی و در واقع بیان دقیق دیدگاه اصلی ایشان است. منظور آقای گروسی این است که انتظار دارد ایران اجازه دهد آژانس از سایتهایی که مورد حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهاند بازدید به عمل آورد. در مقابل، منطق ایران روشن است؛ ایران اعلام میکند که طبق معاهده انپیتی و همچنین توافق پادمان هستهای، پیشبینی نشده است که به سایتی که در حال فعالیت بوده و مورد حمله قرار گرفته، بازرسی صورت گیرد. اولاً آژانس این حمله را محکوم نکرده است و ثانیاً هیچگونه ترتیبات اجرایی برای بازدید از سایتی که در حال فعالیت بوده و به آن حمله شده، ارائه نشده است. آژانس تاکنون برای بازرسی چنین تأسیساتی پیشنهادی نداشته و اساساً سابقهای در این زمینه وجود ندارد، چرا که تاکنون چنین اقدامی خلاف قواعد بینالمللی از سوی هیچ طرفی انجام نشده است.
بهشتیپور ادامه داد: گروسی به عنوان مدیرکل آژانس انتظار دارد ایران طبق انپیتی اجازه بازدید آژانس از این مراکز را بدهد و در طرف مقابل، ایران قرار دارد که بر استقلال و منطق حقوقی خود تأکید دارد؛ بدین معنا که آژانس باید برای اینگونه سایتها ترتیبات اجرایی مشخصی پیشبینی کند. ضمن آنکه در وهله نخست نیز میبایست این اقدام را محکوم میکرد که چنین نکرد. خود آقای گروسی شاید نتواند این اقدام را محکوم کند اما شورای حکام میبایست آن را محکوم میکرد که متأسفانه چنین اقدامی نیز صورت نگرفت.
تعیین چارچوب همکاری ایران و آژانس نیازمند مذاکرات فشرده است
تحلیلگر مسائل بینالمللی درباره دلایل عدم تدوین دستورالعمل بازرسی از تاسیسات آسیبدیده ایران از سوی آژانس گفت: این موضوع، موردی خاص و تخصصی با جنبه حقوقی است و نیازمند یک چارچوب حقوقی مشخص است تا ترتیبات اجرایی آن تدوین و مورد توافق ایران و آژانس قرار گیرد. از سوی دیگر، این موضوع دارای جنبه فنی نیز است؛ به این معنا که اجرای آن باید ایمن باشد، امنیت برقرار شود و ناامنی برای محیطی که قرار است مورد بازرسی قرار گیرد ایجاد نکند. بنابراین، هم از نظر فنی و هم از نظر حقوقی، موضوع کاملاً تخصصی است و نیازمند مذاکرات فشرده میباشد.
بهشتیپور با اشاره به اینکه نمیدانم در حال حاضر چرا این دستورالعمل تدوین نمیشود، تاکید کرد: این اقدام بسیار ضروری و مهم است و باید انجام شود اما اینکه چرا انجام نمیشود، واقعاً اطلاعی ندارم. شاید مناسب باشد که این سؤال از نمایندگان ایران در دفتر وین مطرح شود؛ ممکن است آنان از استدلالی که آژانس در این زمینه ارائه میدهد مطلع باشند. برای بنده واقعاً مشخص نیست که چرا این اقدام بسیار مهم و ضروری، انجام نمیشود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا این تعلل میتواند سیاسی تحلیل شود؛ گفت: قطعاً بخشی از این مسئله سیاسی است. وقتی موضوعی تعریف میشود، به این معناست که مدیرکل آژانس باید فعالیتهای خود را در چارچوب اساسنامه آژانس و پادمان هستهای، که همان ترتیبات اجرایی انپیتی است، تنظیم کند. این فعالیتها دارای بخش حقوقی و بخش فنی هستند و نباید از این چارچوب خارج شوند. زمانی که این فعالیتها از این چارچوب خارج میشود، ماهیت سیاسی پیدا میکند؛ برای مثال، زمانی که گفته میشود ایران باید این سایتها را نشان دهد، در حالی که آقای گروسی بهخوبی میداند چرا ایران چنین اقدامی انجام نمیدهد. دلایل حقوقی و فنی ایران کاملاً متقن است و هر عقل سلیمی میپذیرد که باید برای چنین شرایطی ترتیبات مشخصی تدوین شود. نمیتوان بدون دستورالعمل و چارچوب مشخص از چنین سایتهایی بازدید کرد، در حالی که گفته شود «ما کار خود را بلد هستیم».
رویکرد گروسی نوعی بازی سیاسی و در جهت افزایش فشار بر ایران است
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: در واقع، این وضعیت را میتوان نوعی بهانهجویی دانست که میتواند ماهیت سیاسی داشته باشد. بهطور قطع میتوان گفت که این موضوع فنی و حقوقی نیست و با احتمال بسیار زیاد، نوعی بازی سیاسی و در جهت افزایش فشار بر ایران است.
بهشتیپور درباره چشمانداز اعلام احتمالی عدم پایبندی ایران به انپیتی از سوی مدیرکل آژانس گفت: امیدوارم به این مرحله نرسیم اما اگر اعلام شود که ایران به انپی تی پایبند نیست، به این معناست که چارچوب عدم اشاعه سلاحهای هستهای در مورد ایران در حال سوق پیدا کردن به این ادعاست که ایران در حال انجام اقدامی خلاف تعهدات خود است. زمانی که گفته میشود کشوری پایبند نیست، به این معناست که آن کشور عملی را انجام میدهد که برخلاف پیمانی است که آن را امضا کرده است. این موضوع، اولاً نوعی تحریک علیه طرف ایرانی محسوب میشود، ثانیاً به نوعی مشروعیتزدایی از فعالیتهای هستهای ایران منجر میشود و ثالثاً فضاسازی جدیدی ایجاد میکند تا اقداماتی مجدد علیه ایران انجام شود یا در صورت انجام چنین اقداماتی، برای آن توجیه ارائه گردد. یکی از این توجیهها میتواند این باشد که ایران از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عدم پایبندی به معاهده انپیتی متهم شده یا گفته شود که اساساً این معاهده را اجرا نمیکند و به آن پایبند نیست.
وی با تاکید بر اینکه این روند موجب سنگینتر شدن پروندهسازی علیه ایران میشود و از منظر بینالمللی، مشروعیت فعالیتهای ایران را تضعیف میکند، تصریح کرد: عامل سوم نیز آن است که بهانهای به دست آمریکا، انگلیس و دیگر کشورها میدهد تا فشارهای بیشتری علیه ایران اعمال کنند یا حتی دست به اقدامات نظامی بزنند.
مسائل ایران و آژانس باید دوجانبه و مستقل حل و فصل شود
تحلیلگر مسائل بینالملل درباره مهمترین اقدام و رویکرد دستگاه دیپلماسی برای کاستن از تنش موجود با آژانس هم گفت: واقعیت این است که مسیری که در حال طی شدن است، به زیان ایران تمام میشود. بارها و بارها عرض کردهام که باید مشکلات خود را از طریق آژانس و با خود آژانس حلوفصل کنیم. با این حال، عدهای در داخل ایران معتقدند که آژانس ماهیتی سیاسی دارد و تحت فشار آمریکا، انگلیس و فرانسه عمل میکند و بنابراین باید ابتدا مشکلات خود را با این کشورها حل کنیم تا مسائل مربوط به آژانس نیز بهطور خودکار حل شود. از نگاه این گروه، تا زمانی که با آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و دیگران مشکل داریم، اساساً حل مشکلات با آژانس ممکن نیست.
بهشتیپور با تاکید بر اینکه بنده معتقدم این تحلیل نادرست است و این رویکرد، رویکرد اشتباهی به شمار میرود، گفت: رویکرد صحیح آن است که بهطور مستقل برای حل مشکلات خود با آژانس اقدام و این موضوع را بهصورت فعال پیگیری کنیم. اینکه بنشینیم و بگوییم آژانس هنوز آییننامه یا بخشنامهای صادر نکرده است و بنابراین ما نیز دست روی دست بگذاریم، در نهایت به زیان ایران تمام میشود، نه به زیان طرف مقابل.
وی تصریح کرد: اگر معتقدیم که نباید بهانه به دست آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه، آلمان و دیگران بدهیم، باید فعالانه وارد عمل شویم و پیگیری کنیم. نمایندگی ایران در آژانس باید فعالتر عمل کند و از ظرفیتهای دیپلماتیک، از جمله در میان کشورهای عضو جنبش عدم تعهد یا با همکاری چین و روسیه، استفاده شود تا آژانس بهطور جدی وارد این فرآیند شود. انتظار کشیدن برای صدور آییننامه یا دستورالعمل از سوی آژانس، به نظر بنده رویکردی است که وضعیت را بهمراتب بدتر خواهد کرد و روابط ایران با آژانس را بیش از پیش تضعیف میکند.
تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: معتقدم باید به سمت بهبود روابط ایران با آژانس حرکت کنیم و راهکارهایی برای افزایش همکاری بیابیم تا بهانه را از دست طرف آمریکایی بگیریم. این دو رویکرد کاملاً متفاوتاند و تبعات کاملاً متفاوتی نیز دارند. رویکرد دوم، یعنی رویکردی که بنده پیشنهاد میکنم، این امکان را فراهم میکند که ایران بتواند با آژانس به توافق برسد؛ همانگونه که پیشتر نیز دو یا سه بار چنین توافقهایی حاصل شده و این امر کاملاً شدنی است.