امیرکبیر؛ از عزیزی تا تیزی در حمام فین کاشان
سیر صعود و نزول امیرکبیر، درسهای بسیار مهمی را از دل تاریخ برای ما زنده خواهد کرد. از ارتباط تنگاتنگ امیرکبیر با ناصرالدین شاه تا روزی که مورد عزل قرار گرفت و پیکی برایش خلعت شاهی برد.
فرارو- میرزامحمدتقیخان فراهانی، ملقب به امیرکبیر، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی در تاریخ سیاست ایران است.سرنوشت این چهره سیاسی، سرنوشتی غمانگیز و دلخراش بود.
به گزارش فرارو، امیرکبیر، نخستین صدراعظم ناصرالدینشاه بود. وی در دوران صدراتش اقدامات بسیار مهمی را به انجام رساند و همین اقدامات نام وی را در تاریخ سیاسی ایران ماندگار کرده است.
از عزیزی تا تیزی در حمام فین کاشان
پدرش از اهالی روستاهای اطراف فراهان بود. ازآنجاکه قائممقام فراهانی نیز از اهالی این روستاها بود، پدر امیرکبیر بهعنوان آشپز راهی دربار شد و همین مسئله باعث شد تا روزگار کودکی وی نیز در دربار قاجار سپری شود. رفتهرفته میرزامحمدتقی، مورد لطف قائممقام فراهانی قرار گرفت و این مسئله باعث شد تا بهشکل مستقیم تحتتعلیم قائممقام قرار بگیرد.
ارتباط تنگاتنگ امیرکبیر با ناصرالدینشاه قاجار باعث شد تا مورد لطف وی نیز قرار بگیرد. در روزگاری که امیر کبیر صدارت را بر عهده داشت، اقدامات بسیار مهمی به انجام رسیدند. چنانکه در ابتدای صدارت وی، حکومت با کسری بودجهای یک میلیون تومانی روبهرو بود و در پایان دوران صدارتش، مبلغی بالغبر سه میلیون تومان مازاد درآمد در دستگاه حکومتی وجود داشت.
امیرکبیر با حذف دستهای پشت پرده، جلوی رشوهخواری را گرفت و باعث گشایش اقتصادی در ایران شد. همچنین، در همین دوران بهنسبت کوتاه، توانست نخستین مدرسه عالی را در ایران تاسیس کند. وی با الگوبرداری از شیوه تحصیل علوم جدید در روسیه، این مهم را در ایران نیز اجرا کرد و بهنوعی باعث شد تا علوم جدید، از مسیری دانشگاهی برای اولین بار به ایران وارد شوند.
![]()
تاثیر امیرکبیر بر جراید ایران نیز غیرقابلکتمان است. او دومین روزنامه کثیرالانتشار ایران را نیز با نام وقایع اتفاقیه تاسیس کرد. نخستین شماره از این روزنامه در هجدهم بهمنماه سال 1299 منتشر شد و سازوکار اطلاعرسانی را در ایران بهکلی تغییر داد. اصلاحات اجتماعی به وجود آمده در دوره صدراعظمی میرزامحمدتقیخان نیز، از مهمترین اصلاحات اجتماعی در تاریخ ایران بود. افزونبر این، وی اقدامات مهمی را نیز در اصلاح دربار قاجار به انجام رسید که ازآنجمله باید به حذف القاب سلطنتی از درباریان اشاره کرد.
بااینهمه، حضور وی در دربار قاجار هرگز خالی از دردسر نبود. در همان روزهای ابتدایی انتصاب امیرکبیر، مادر ناصرالدینشاه، مهد علیا، بهعلاوه دیگر چهرههای درباری ازقبیل میرزاآقاخان نوری، میرزایوسفخان آشتیانی و... مخالفتشان را با حضور وی در دربار اعلام داشتند. مهد علیا که امیرکبیر را آشپززادهای میدانست که صلاحیت حضور در دربار را ندارد، در مسیر انتصاب وی سنگاندازیهای بسیار زیادی کرد.
ازاینرو، ناصرالدینشاه امیرکبیر را واداشت تا برای فرونشاندن مخالفتها، با خواهر شخص شاه، ملکزادهخانم ازدواج کند. با ازدواج امیرکبیر با ملکزادهخانم، برای مدتزمان کوتاهی درباریان دست از بهانهتراشی برداشتند. بااینحال در ادامه، بار دیگر فتنهپردازیها علیه وی در دربار بالا گرفت. دخالتهای مهد علیا در امور سیاسی، مسیر صدراعظم را برای انجام منویاتش سد میکرد. کار تا جایی بالا گرفت، که شخص امیرکبیر نیز دست به اقدامات مشابهی زد و حتی پیشنهاد به قتل رساندن مهد علیا را به ناصرالدینشاه داد. اقدامات متقابل صدراعظم، باعث شد تا ناصرالدینشاه مادرش را به قم تبعید کند.
![]()
بااینهمه، در این بار هم بر یک پاشنه نچرخید و روزگار عزیزی امیرکبیر نیز بهسرآمد. در سال 1267 قمری، ناصرالدینشاه عزم سفر به اصفهان را داشت و بههمینسبب بخش زیادی از درباریان را نیز بههمراه خود برای این سفر آماده کرد. صدراعظم، علارغم آگاهی از رابطه نهجندان خوب شاه با برادر ناتنیاش، عباسمیرزای سوم، از ناصرالدینشاه درخواست کرد تا عباسمیرزا و مادرش نیز در این سفر مشایع آنان باشند. نزدیکی امیرکبیر به عباسمیرزا و خواهش او برای جانشینی عباسمیرزا، اعتماد شاه را به او دچاز تزلزل کرد و این آغازی بود برای یک سرنوشت خونین.
دراثر دسیسههای درباریان، امیرکبیر از صدارت عزل و خانهنشین شد. بااینحال، شاه از عزل امیر ناخشنود بود و طی نامهای از وی عذرخواهی کرد. امیرکبیر پساز دریافت نامه درخواست ملاقات با شاه را عنوان کرد. این درخواست از طرف ناصرالدینشاه رد شد و قرار ملاقات به یک روز بعد موکول شد. امیر که از شاه دلآزرده شده بود، در مراسمی که وی تدارک دیده بود شرکت نکرد و این مسئله دشمنی ناصرالدینشاه و وی را رسمی کرد.
در ادامه، مجددا با دسیسه مهد علیا و درباریان، برای دور کردن امیر از تهران، صدراعظم معزول ایران به حکومت کاشان منتصب گشت. در این هنگام، سفارت روسیه تلاش کرد تا امیر را به تحتالحمایگی خویش درآورد. با وجود مخالفت امیرکبیر، نیروهای روس خانه وی را محاصره کردند و این خبر شاه را بهغایت خشمگین کرد.
خشم شاه باعث شد تا امیر از همه مناصب معزول شود. شاه در ادامه طی بیانیهای در روزنامه وقایع اتفاقیه، امیرکبیر را فردی غیر درباری خواند و رسما او را از همه امور درباری طرد کرد. در ادامه امیر را به سمت فین کاشان فرستادند. مدتی بعد به امیرکبیر خبر دادند که پیکی از تهران برای وی خلعت شاهی آورده است. امیر به حمام رفت. در همین حین، حاجعلیخان فراش به باغ فین کاشان رسید و متوجه شد که امیر در حمام است. بههمراه یارانش به حمام رفت و در تاریخ 20 دی 1230، امیرکبیر را در حمام فین کاشان به قتل رساند.