لوکس شدن مسائل عادی؛ سناریویی خطرناک برای آینده ایران
«بی تصمیمی بدترین تصمیم در وضعیتی است که در قالب آن فعالانه باید تصمیم گرفت و سیاستگذاری کرد. از این رو؛ باید تلاش کرد و اجازه نداد که مسایل و نیازهای عادی به کالاها و مواردی لوکس در زندگی مردم تبدیل شوند. معادله ای که در صورت تحقق به شدت برای کشور خسارتبار است.»
فرارو- در روزهای اخیر شاهد اعتراضات نسبت به افزایش قابل توجه نرخ ارز و تشدید گرانی در ایران بوده ایم. عدم تناسب دستمزدها و درآمد مردم با روند تورم و گرانی در ایران سبب شده تا معادلات اقتصادی به نقطه ای برسند که اداره یک زندگی عادی برای طیف های قابل توجهی از مردم ایران به یک چالش بزرگ تبدیل شود.
به گزارش فرارو؛ اساسا به همین دلیل هم بوده که شاهد بوده ایم نظام حکمرانی و دولت در ایران اصل درست بودن اعتراضات را پذیرفته و از بسیج تمامی ظرفیت ها برای حل مشکلات سخن گفته اند. با این همه؛ به نظر می رسد اگر روندهای جاری در حوزه اقتصادی ادامه یابند و تدبیری برای آنها صورت نگیرد؛ کاملا طبیعی است که شاهد برجسته شدن یک موضوع منطقی در کشور باشیم و آن هم لوکس شدن تامین نیازهای عادی انسانها است.
موضوعی که البته در ماه ها و سال های گذشته نیز نمودهایی از خود را به نمایش گذاشته با این حال اگر بنا باشد وضعیت به نقطه ای برسد که توان اقتصادی طیف های قابل توجهی از مردم تضعیف شود و قدرت خرید آنها آسیب جدی ببیند؛ می تواند وارد مرحله ای خطرناک شود.
به عنوان مثال اینکه شاهدیم مراجعه ساده به دندانپزشکی؛ صورت حسابی سنگین را روی دست افراد می گذارد که از توان آنها خارج است عملا انسان ها را به نقطه ای می رساند که از رفع یک نیاز عادی خود به سمت بی اعتنایی به آن حرکت کنند. موضوعی که خود برای انسان ها آسیب زا است. ناتوانی مردم در خرید اقلامی نظیر گوشت و برنج و مرغ و دیگر اقلام اساسی نیز سبب شده تا گزارشهای مختلف تایید کنند که مثلاً جامعه ایران از حیث دریافت پروتئین و یا دیگر ویتامین ها و مواد مغذی با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می کند.
معادله ای که عملا سبب می شود تا سلامت مردم با تهدید رو به رو باشد. وقتی فقر در جامعه در نتیجه گرانی و عدم رونق فضای کسب و کار و نبود درآمد تعمیق شود؛ حتی تامین نیازهای ساده که هر انسانی باید به آن ها توجه داشته باشد به یک اقدام لوکس تبدیل می شود. این موضوع در صورتی که فکری به حال آن نشود سال به سال وضعیت بدتری پیدا خواهد کرد و طبیعتاً از منظر تضعیف بنیان های قدرت و منافع ملی نیز برای ایران چالش زا است.
از این رو؛ اکنون این نکته واضح تر از هر زمان دیگری است که جامعه ایران به شکلی جدی با مشکلات اقتصادی رو به رو شده است. اینکه اصل مشکل به ماه ها و سالهای آتی حواله داده شود نمی تواند برای ایران مفید باشد. بایستی اجماعی گسترده به ویژه در حوزه حکمرانی در کشور ایجاد شود تا توان اقتصادی مردم تقویت شود. و الا اگر بنا باشد باز چند ماه دیگر شاهد بالارفتن نرخ ارز و تحمیل گرانی به ایران باشیم و قدرت خرید و توان اقتصادی مردم بیش از پیش تضعیف شود؛ هیچ بعید نیست که ایران باز هم درگیر چرخه تنش شود.
از یاد نبریم که نظام های حکمرانی مطلوب در جهان ماهیتی پویا دارند. این بدان معناست که آن ها قبل از اینکه عوامل ایجاد کننده نارضایتی به مرحله ایجاد تنش در کشور برسند؛ آنها را شناسایی و به فعالترین شکل ممکن آن ها را مخاطب قرار داده و به مردم این پیام را می رسانند که جریان حکمرانی و تصمیم ساز در کشور به فکر مردم است و در این زمینه از همه ابزارها و ظرفیت های خود بهره می برد.
بی تصمیمی در عرصه حکمرانی مخرب ترین اقدام در زمانهای حساس است. در حقیقت؛ بی تصمیمی بدترین تصمیم در وضعیتی است که در قالب آن فعالانه باید تصمیم گرفت و سیاستگذاری کرد. از این رو؛ باید تلاش کرد و اجازه نداد که مسایل و نیازهای عادی به کالاها و مواردی لوکس در زندگی مردم تبدیل شوند. معادله ای که در صورت تحقق به شدت برای کشور خسارتبار است.